|
|
|
خاستگاهِ هر یک از ما معمولاً بیدرنگ در شبِ زمانها گم میشود. اما چیزی میماند، دستِکم موقتاً. این هم چند ردِ عکاسی بهجامانده از کسانی که، با زادآوری در همان لحظهٔ دقیقی که کردند، ناخواسته در پاآمدنِ بعدیِ من به جهان سهیم شدند.
[فهرستِ عکسها]
|
|
|
|
نسلهاست که در شاخهٔ پدریِ خانوادهام نقل میشود که جدّهای فرانسویِ من، به نام Cellini، از نسلِ Benvenuto
Cellini. واقعی؟ جعلی؟ واقعاً مهم نیست. اما کنجکاویای درخورِ ذکر است.
|
|
|
|
|
Laura Weeber و Josef Ripka، اجدادِ من از سوی مادر. از هر یک از آنان ۶٪ از دیانایام میآید، هرچند خودشان نمیدانند (اواخرِ سدهٔ نوزدهم)
|
|
|
|
Josef Ripka (Jägerndorf، پایان Siglo XIX)
|
|
|
|
|
Laura Ripka، با دخترانش: در آغوش خالهبزرگم Martha و کنارش مادرِ بزرگبزرگم از سوی مادر Hilda Ripka (Jägerndorf، ۱۸۹۳)
|
|
|
|
Mi عمه مادربزرگِ مادربزرگ Martha
و mi مادربزرگِ مادربزرگ Hilda Ripka (Jägerndorf، ۱۸۹۴ یا ۹۵). در mi زندگی رسیدم a شناختن a هر دو.
|
|
|
|
|
این هم مادرِ بزرگبزرگِ من Hilda Ripka (نفرِ نخست از چپ) با خواهرش Martha (نفرِ نخست از راست) (Jägerndorf، ۱۹۱۱)
|
|
|
|
|
Hilda Ripka (۲۱ ساله) با پدرِ بزرگبزرگم Albin Hausknecht (۲۴ ساله)، افسرِ ارتشِ اتریش-مجارستان (۱۹۱۲)
|
|
|
|
Martha و Hilda با مادربزرگِ مادریام، Linda Hausknecht ،
در سن از شش ماهها. (ژوئن ۱۹۱۸، Jägerndorf)
|
|
|
|
|
پدر و مادرِ بزرگبزرگم Hilda و Albin Hausknecht، Martha و Peppi Gröbner، اجدادم Josef و Laura Ripka + مادربزرگم Linda در دوسالگی (Jägerndorf ۱۹۲۰)
|
|
|
|
Roberto Quaglia ارشد ، پدربزرگِ پدریام، در آفریقا (۱۹۲۰)
|
|
|
|
|
Roberto Quaglia (پدر)، جزئیاتِ عکسِ پیشین (۱۹۲۰)
|
|
|
|
|
Roberto Quaglia (پدر) در آفریقا
|
|
|
|
|
خانوادهٔ Hausknecht بهتمامی. دختری که ایستاده مادربزرگم Linda است، آن کوچولو خواهرش Helga. (۱۹۲۱)
|
|
|
|
|
Eduard Zillich در حالِ ژست با هممدرسهایهایش (Petschau، سودِتِ غربی، آغازِ دههٔ ۲۰)
|
|
|
|
|
پدربزرگم Eduard Zillich، بزرگنماییِ عکسِ پیشین
|
|
|
|
Mariuccia Lombardo ، مادربزرگِ پدریام (جنوا، ۱۹۲۶)
|
|
|
|
|
نمای نزدیکِ Mariuccia (جنوا، ۱۹۲۶)
|
|
|
|
Eduard Zillich ، نخستین
سال ۳۰ (وین)
|
|
|
|
|
پدربزرگِ آیندهام نمایش میدهد (وین)
|
|
|
|
|
Eduard Zillich در خودرو (اتریش، دههٔ سی)
|
|
|
|
|
Eduard Zillich در خودرو (اتریش، دههٔ سی)
|
|
|
|
|
Mario Quaglia با پدربزرگِ مادریاش، پدرِ بزرگبزرگم (۱۹۴۰)
|
|
|
|
|
Eduard Zillich، روزنامهنگار در رومانی (رومانی، ۱۹۴۱)
|
|
|
|
|
Eduard و Linda Zillich در رومانی، جایی که در آن مناسبت مادرم نطفه بست (رومانی، ۱۹۴۱)
|
|
|
|
|
پدربزرگم Eduard Zillich با مادرم Eva (وین، ۱۹۴۳)
|
|
|
|
|
مادربزرگم Linda Zillich با مادرم Eva (وین، مهِ ۱۹۴۳)
|
|
|
|
|
پدرِ بزرگبزرگم Albin Hausknecht با مادرم Eva (وین، مارسِ ۱۹۴۴)
|
|
|
|
|
دیگر جدِّ مادری، این بار پدری
|
|
|
|
|
Eduard Zillich در آفریقا (دههٔ ۵۰)
|
|
|
|
پدربزرگم Eduard Zillich با Marcello Mastroianni در صحنهٔ فیلمبرداریِ « Tam
tam مایومبه»، فیلمی که در آن صحنهها را با حیواناتِ خطرناک فیلمبرداری کرد. دستیارش در آن زمان جوانی بود Folco
Quilici. (Africa, 1955)
|
|
|
|
|
Roberto Quaglia (پدر) در مارکونی (جنوا)
|
|
|
|
|
جشنِ بیستوپنجمین سالگردِ ازدواجِ Roberto و Mariuccia Quaglia - کوهی از خویشاوندان، از جمله: Roberto Quaglia (پدر)، Mariuccia Quagia، Lorenzo Quaglia، Mario Quaglia، Gianni Quaglia، Gina Lombardo، Gaspare Lombardo، Concettina Lombardo، Ina Carnasciali، Enzo Carnasciali، Antonietta Barabino + دیگرانی که نامشان را نمیدانم (جنوا، آغازِ دههٔ ۵۰)
|
|
|
|
|
Eva Zillich و Mario Quaglia ازدواج میکنند، عکس با پدر و مادرِ او. (جنوا، دسامبرِ ۱۹۶۱)
|
|
|
|
|
عکس با پدر و مادرِ او. هرچند هنوز زاده نشدهام، من هم از پیش اینجایم. (جنوا، دسامبرِ ۱۹۶۱)
|
|
|